تبلیغات
اتود - اصول و مبانی نمایشنامه نویسی(1)

اتود

وبلاگ اتود تئاتر و موسیقی

جستجو
نظر سنجی

نوشته‌یِ عبدالحیِ شمسایی


بخش اول:

ایده

برای یافتن یک ایده مناسب، بهشش طریق می­توان عمل کرد:

۱- می­توانید از زندگی خودتانایده بگیرید

به طور حتم هر کدام از شما در زندگی با مسائلیروبرو شده­اید. این مسائل ممکن است در ظاهر، یک اتفاق ساده به نظر آید ولی اگر بهعقب برگردید و آن حوادث و مشکلات را بررسی کنید متوجه می­شوید که می­توان از میانآنها یک متن نمایشی خوب تهیه کرد. تجربیات شما در زندگی می­تواند الگوی مناسبی براینوشتن نمایشنامه باشد به نوعی می­توان گفت تئاتر صحنۀ نشان دادن آزمایش انسانها درشرایط سخت و استثنایی است.شما به عنوان نویسنده باید درهمۀ حوادث دقت کنید چرا که در پشت بسیاری از حوادث زود گذر، مسائلی وجود دارد کهمی­تواند طرح یک داستان را برای شما فراهم نماید. فقط کافی است که از کنار هیچحادثه­ای در زندگی ساده نگذرید. یک نویسنده می­تواند از زندگی انسانها ایده­هایمناسبی بگیرد به شرطی که به همه چیز اهمیت دهد و خود را در هر حادثه­ای سهیمبداند.

۲- تجدید نظر در گفتار و اعمال

فرض گیریم که شما می­خواهید یکی از حوادثی را که در زندگیتان اتفاق افتادهرا به صورت نمایشنامه در آورید اما متوجه می­شوید که آن اعمال و گفتار واقعی، مناسبموضوع نمایشی شما نیستند در این صورت می­توانید در آنها تجدید نظر کنید و از خودبپرسید« اگر به جای فلان حرکت یا گفته، این عمل یا گفتار قرار گیرد چه پیش می­آید؟با یک حادثه به دو صورت می­توان برخورد کرد اول: آنچه راکه هست و اتفاق می­افتد، می­بینید و سپس عین آن واقعه را بازگو می­کنید. دوم: شماواقعه را می­بینید اما می­گویید بهتر بود به صورت دیگری اتفاق می­افتاد. این« بهتربود »ها از اعتقادات و آرزوهای ما سر چشمه می­گیرد. بنابراین اگر واقعه­ای همانطورکه اتفاق افتاده است باز گو کنیم تنها یک وجه کار را در نظر گرفته­ایم. قسمت اعظمکار یک هنرمند این است که دیدگاه خود را نسبت به مسائل با اعتقادات و آرزوهایشبیامیزد. دیگر اینکه هر حادثه­ای را از طریق احتمالات مختلف بررسی کنید تا بهترین ومناسبترین شکل آن را بیابید.


۳ - گرفتن ایده از طریق دیدن وشناختن انسانها


گاهی ممکن است یک نفر توجه شما را جلب کند. چرا که آن شخص ممکن است یکی از خصوصیات زیر را داشته باشد: راستگو و شجاع، ترسو ودروغگو، تندخو، وسواسی، ولخرج، خودخواه، متواضع، دورو و ریاکار، بی انضباط، منظم ووقت شناس، … هرکدام از خصوصیات یک فرد ممکن است نظر شما را به خود جلب کند و از آنایدۀ نمایشی بگیرد. برای مثال شما با آدمی روبرو می­شوید که بسیار ساده اندیش است. اگر او را در مقابل یک آدم دروغگو و ریاکار قرار دهید چه حادثه­ای رخ خواهد داد؟هنگامی که از شخصیتی ایده می­گیرید، در مقابل او، شخصیتی متضاد قرار دهید. حالمی­توانید این شخص را در خیال خود فرض کنید. خواه وجود داشته باشد خواه نداشتهباشد. همانطور که گفته شد تئاتر صحنۀ نمایش انسانها در شرایط خاص است. برای برجستهنمودن شخصیت نمایشنامه باید او را در یک موقعیت استثنایی قرار دهید تا آنچه را کهمی­خواهید بگویید شکل نمایشی بیابد. ممکن است افراد را در شرایط عادی نتوان شناختاما زمانی که در یک شرایط خاص قرار بگیرند هر کدام ماهیت خود را نشان می­دهندبنابراین در موقعیت خاص هرکس متناسب با توان، روحیه، اخلاق و اعتقاد خود عمل می­کندالبته باید در نظر داشت که موقعیت استثنایی بدون وجود دو نیروی متضاد معنیندارد.


۴ - گرفتن ایده از زندگینامه­ها و شرحاحوال

 

یکی از منابع مهم که می­توان برای نوشتن نمایشنامهاز آن ایده گرفت شرح حال و زندگی بزرگان تاریخ است. این کار باید با احتیاط ومطالعۀ دقیق انجام بگیرد. شما در نوشتن یک نمایشنامه که شخصیتهای آن زادۀ فکرخودتان است، آزاد هستید و می­توانید هر خصوصیتی را که مورد نظرتان است به او بدهیداما در مورد شخصیت تاریخی به رعایت آنچه در تاریخ ثبت شده مقیدهستید.البته این سخن بدان معنا نیست که مانند یک مورخ،موضع بی طرفی داشته باشید چرا که شما مانند دوربین عکاسی نیستید. برای دوری از اینحالت می­توانید فکر و عقیدۀ خودتان را هم در کار دخالت دهید بدین طریق که با شناختکامل زندگی آن شخصیت، پی به هویت و چگونگی ماجراهای زندگی او ببرید، بعد از تحلیلآن، نتیجه­گیری کنید در واقع با این نتیجه­گیری موضع خود را مشخصکرده­اید.


- ۵ گرفتن ایده از داستانها، حکایتها، افسانه­هاو...


با خواندن کتابهای داستان، رمان، حکایتو افسانه­ها و یا با شنیدن آنها نیز می­توانید برای نوشتن ایده بگیرید. گاهی اتفاقمی­افتد که چند نفر رمانی را خوانده و هر کدام برداشت خاصی کرده­اند. در هنگامنوشتن نمایشنامه استنباط خود شما از داستان بیشتر از چه چیزی اهمیت دارد. دیگراینکه داستانی برای نمایشنامه شده مناسب است که در آن لااقل دو شخصیت، نیرو یا فکردر مقابل یکدیگر قرار گیرند. یعنی تضاد عنصر اساسی در نمایشنامهمی­باشد.۶- گرفتن ایده از طریق مطالعۀ حوادث درروزنامه­ها و مجلات.صفحۀ حوادث و یا خبرهای مختلف درروزنامه­ها و مجلات می­تواند در پیدا کردن ایده به شما کمک کند. در ظاهر، نوشتن ازروی این حوادث کار آسانی است اما .اقعاً چنین نیست. خطر بزرگی که برای یک نویسندهوجود دارد این است که کارش به صورت خبرهای روزنامه­ای در آید. قبل از هر چیز دربارۀحادثه­ای که انتخاب کرده­اید، تحقیق کنید و از درستی آن مطمئن شوید، پس آن را تحلیلکنید. یک هنرمند و یا نمایشنامه نویس خوب، هیچ وقت با حوادث سطحی برخورد نمی­کندبلکه دربارۀ آن فکر می­کند، تحقیق می­کند و سپس از دل آن حادثه یک تجربه بزرگ بشریو متناسب با اعتقاد و دیدگاه خود ارائه می­دهد. اگر همه موی را می­بینند هنرمندباید پیچش موی را ببیند.

 

 


بخش دوم


موضوع:

بعد از دست­یابی به ایده، به یک موضوع نیاز داریم. آیا هر موضوعی برای نوشتن نمایشنامه مناسب است؟ در یک موضوع چه ویژگیهایی باید وجودداشته باشد؟ آیا برای نوشتن نمایشنامه، داشتن یک موضوع مشخص الزامی است؟ به طور کلی « موضوع » چیست و چه تفاوتی با ایده دارد؟ قبل از هر چیز از خود بپرسید آیا براینوشتن یک نمایشنامه احتیاج به موضوع مشخص داریم؟ جواب ساده است « بله » مگر می­شودمعماری آجرها را روی هم بگذارد و نداند که چه عمارتی می­خواهد بسازد؟ نمایشنامهنویس هم حرفی دارد که می­خواهد بیان کند.می­توان گفت « موضوع » جان کلام و عصاره حرفی است که نویسنده در طول نمایشنامه خود به اثبات آنمی­پردازد. موضوع در واقع فکر وعقیدۀّ نویسنده است نسبت به شخص یا اشخاصی که مثلاًخودخواه، حسود، جاه طلب و … هستند که در انتها باید منتظر عواقب آن باشد. درهرموضوعی باید شخصیتها، ماجرا و نتیجۀ آن مشخص باشد. یک نمایشنامۀ خوب یک موضوعمشخص دارد.حوادث به شما ایده می­دهند و شما باید ببینیدچگونه می­توانید این ایده را در ذهن خود پرورش دهید و به موضوعی برسید که قابلیتنمایشی را دارا باشد. دیدن حادثه و شنیدن وضعیت جسمی، اجتماعی، خانوادگی و … تنهااطلاعات شما را نسبت به شخص مورد نظر تکمیل می­کند، اما اینکه چگونه این شخص را رویصحنه نشان دهید و چه نتیجه­ای بگیرید بستگی به قوۀ تخیل و تفکر شما دارد. ممکن استصد نفر این ماجرا را ببینند و هر کدام موضوعی را برای نمایشنامه خود پیدا کنند کههیچ کدام شبیه هم نباشند. این مسئله طبیعی است زیرا خاصیت هنر این است فقط باید درنظر داشته باشید « شخصیتها » ، « ماجرا » و « نتیجه » که حاصل فکر و اعتقادتان درموضوع است، مشخص و منطقی باشدشهامت » یکی از مهمترینخصوصیات یک نویسنده است. داشتن اطلاعات کافی در زمینۀ موضوعی که انتخاب می­کنید وهمچنین مشخص بودن موضوع، باعث ایجاد «شهامت» در شما می­شود.


ماجرا در موضوع:


ماجرا، حوادثی است که به شکلدرگیری و ستیزه بین دو جناح متضاد اتفاق می­افتد. این کشمکش باید سرانجامی داشتهباشد و منجر به پیروزی یکی از طرفین شود. در این حالت است که ماجرای نمایشنامه شمااز نظر بیننده صورت منطقی و درستی پیدا می­کند. در غیر این صورت، همۀ تلاشهایشخصیت­های نمایشنامه به نظر بیهوده می­رسد. پس نویسنده باید از شخصیتهای نمایشنامهخود، شناخت کامل و دقیقی داشته باشد تا بتواند هم با موفقیت به معرفی آنها بپردازدو هم ماجرای نمایش را به صورت منطقی و جذابی ارائه دهد. اگر « شجاعت در میدان نبردموجب سربلندی و افتخار است» موضوع نمایشنامۀ شما باشد، شجاعت را در شخص اول بازیمی­بینید که باعث بوجود آمدن «ماجرا» می­شود، و سربلندی و افتخار « نتیجۀ » نمایشنامه استموضوع » عبارتست جهت­گیری و قضاوت شمانسبت به یک رویداد، هیچ وقت نمی­توانید از مسأله­­ای نتیجه بگیرید مگر اینکهپیرامون آن تحقیق و فکر کرده باشید.مرحلۀ یافتن موضوع،مرحلۀ تفکر و تحقیق یک نویسنده است. چرا که می­خواهد در مورد یک مسئله اجتماعی،سیاسی، فلسفی و یا … نظر بدهد و سپس قضاوت کند. اینکه چگونه نظریۀ خود را در قالبنمایشنامه بیان کند، خود بخش جداگانه­ای است که به ذوق، استعداد و توانایی نویسندهو به کارگیری تکنیک نمایشنامه نویسی او مربوط می­شود.یکنمایشنامه نویس با دیدن و شنیدن یک حادثه یا رویداد، آنقدر در حول و حوش آن تحقیقمی­کند تا سرانجام به موضوع بکر و جدیدی دست یابد. به دنبال یافتن حوادث و وقایععجیب وغریب نباشید بلکه سعی کنید حرف تازه­ای را با بیانی تازه بگویید. به عبارتدیگر با دیدن یا شنیدن یک واقعه در پی کشف موضوع تازه­ای باشید. موضوع در واقع یکبرداشت شخصی است که مقدمۀ نوشتن نمایشنامه به حساب می­آید همچنین باید در نظر داشتکه تنها بیان یک خصیصۀ بشری را نمی­توان موضوع دانست زیرا نه ماجرایی دارد و نهشخصیت و نه نتیجه، به این ترتیب فکر و اعتقاد نویسنده هم نمی­تواند در آن مطرح شدهباشد. شجاعت، ترس، جوانمردی، بدبینی، جاه طلبی، … همه نیروهای محرکی هستند که هرکدام می­تواند زمینه­ای برای موضوع نمایشنامه باشد. برای ایجاد موضوع شما باید دربرخورد با این خصیصه­ها جهت­گیری نشان دهید چرا که اگر در یک اثر هنری، اعتقاد وجهت­گیری هنرمند دیده نشود، کار بی روح خواهد بود. در ضمن هر موضوعی را می­توان باشکلهای مختلف ( کمدی، تراژدی، … ) در جهت ایجاد احساسات مختلف در تماشاگر به صورتنمایشنامه درآورد.نمونه­ای کلاسیک از یک موضوع: تراژدیمکبث متکی بر درونمایۀ جاه طلبی است و موضوع آن را می­توان در این جمله خلاصه کرد: « جاه طلبی توأم با شقاوت شخص را به تباهی می­کشاند و دودمانش را بر بادمی­دهد».


پرورش موضوع ( طرح)


منظور از طرح، پرورش موضوع و بسط و تعمیق فکر است. برای انجام این امرابتدا باید به شناخت عواملی بپردازید که می­تواند برای ایجاد یک فضای نمایشی به کارگرفته شود. بعد نحوۀ به کارگیری آنها را مورد بررسی قرار دهید. برخورد، درگیری وغلبه بر موانع، عواملی هستند که ساختمان یک نمایش را تشکیلمی­دهند.وقتی شما موضوعی انتخاب کردید به ناچار باید تاپایان نمایشنامه آن را دنبال کنید. باید بتوانید آن را به اثبات برسانید. به طورکلی نمایشنامه اثبات یا رد نظریه­ای است. چون از طریق اعتقادات خود به قضایا برخوردمی­کنید در نتیجه یا یک عملی را رد می­کنید و یا آن را می­پذیرید.


تعمیق موضوع:


تعمیق موضوع به معنای عمق دادن است. بدین معنا که شما قضایارا سطحی نگاه نکنید. از حوادث تنها به عنوان یک رویداد بهره نگیرید. به این فکرباشید که در پس هر پرده، می­تواند رازها نهفته باشد. نمایشنامه­هایی که تنها بهبازگویی حوادث می­پردازند و پیامی نو ندارند، بدون شک بعد از گذشت زمان کوتاهی ازبین می­روند.انسان هر عملی که انجام می­دهد مبتنی برانگیزه­ای خاص است. انگیزه­ها در همه یکسان نیست. بنابراین شناخت انگیزه­های بشری وبه نمایش درآوردن آنها، گامی است که به نوشتۀ شما عمق بیشتری می­بخشد. تعمیق بهتعبیری دیگر به معنای شناخت همه جانبه درون انسانهاست. با بسط یک موضوع می­توانیداحساسات تماشاگر را برانگیزید، ولی کافی نیست، باید با عمق دادن به موضوع، تماشاگررا وادار به تفکر کنید. در مجموع وقتی به موضوعی می­رسید ومی­خواهید دربارۀ آن نمایشنامه­ای بنویسید، ابتدا به شخصیتهای آن فکر کنید و تامی­توانید دربارۀ وضعیت اجتماعی، خانوادگی، روحی، جسمی و … او تحقیق کنید پس ببینیدنیاز شخصیت نمایشنامه شما چیست؟ بر این اساس می­توانید دربارۀ ماجرای نمایشنامه فکرکنید. فراموش نکنید که در نمایشنامه حتماً باید دو طرف متخاصم وجود داشته باشد تادر مقابل هم بایستند و برسر یک مقصود مشترک با هم درگیر شوند با کشمکش دو نیرویمتضاد می­توان نمایشنامه نوشت. شخصیتها باید نیاز مشخصی داشته باشند که به درگیریبا یکدیگر بپردازند.


ادامه دارد...



نوشته شده در دوشنبه 26 مهر 1389 توسط داریوش
درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin