تبلیغات
اتود - تشنگی و گشنگی(2)

اتود

وبلاگ اتود تئاتر و موسیقی

جستجو
نظر سنجی

موضوع: اطلاعات -
4
اندوه هانس در پایان و بعد از دیدن همسر و دخترش مارتا و بعد از آنكه همچون گیل‌گمش در می‌یابد كه شادی و خوشبختی واقعی نه در جاودانگی است كه برای بشر ناممكن است و نه در رسیدن به آرامش و سعادتی موهوم كه آدمی درك روشنی از آن ندارد و تنها مایة خواری و رنجش می‌شود، بسیار تلخ و دردناك است. او به این حقیقت ساده می‌رسد كه شادی و خوشبختی در همین واقعیتهای جاری پیرامون ماست. در خیابان، در تپ‍ّه، یك تك‍ّه از دریا و كوه، بارانی كه می‌بارد. همسری كه در كنار ماست و كودكانی كه به آرامی نفس می‌كشند و بزرگ می‌شوند. اینها چیزهایی است كه هانس از آنها غفلت كرده و به همین دلیل درونش از یك نیستی و خلأ پر شده است.
هانس بعد از پشت سر گذاشتن رنجها و تجربه‌های تلخ، بعد از پانزده سال كه می‌توان آن را با شكل‌گیری دولتهای توتالیتر و جنگ نابودگری كه به قول خود هانس «همچون آفتابی سربازها را وقتی به طرفش می‌رفتند محو كرد» (1930 تا 1945) مقارن دانست، می‌خواهد به زندگی گذشته خود، همان زندگی‌ای كه یك بار آن را رها كرده بود و در نظرش زشت و نفرت‌‌انگیز جلوه می‌كرد، اما حالا چیزی جز زیبایی و اشتیاق در آن نمی‌بیند بازگردد. اما دیگر این امكان وجود ندارد. او محكوم است كه تا پایان عمر در بهشت هولناكی كه از اتحاد فكری برادران دینی و نه از ایمان و عشق الهی آنها شكل گرفته، گرسنگی و تشنگی دیگران را درمان كند. انسانهای سودازده‌ای چون خود را كه در پس آرامشی موهوم و سعادتی دست‌نیافتنی، در جهان بدون عشق و واجب‌الوجود (معنا) محكوم به تنهایی و درماندگی‌اند.
بهشت دانته به هیچ رو با بهشتی كه انسان یونسكو به آن می‌رسد یكی نیست. در بهشت دانته نور، صمیمیت، زیبایی، فداكاری، عشق و سعادت ابدی وجود دارد و در بهشت هانس، دلهره، وحشت، تیرگی، سوءظن، یأس و آرزوهای سرخورده و درماندگی.
عشق راهبر حقیقت در مكان جاودان دانته است. (اما در زندان و د‌ِی‍ْر‌ِ تاریك هانس، نمایشی هولناك، بازجویی عبوس، مردی لنگ با نگاههایی خاموش و بی‌تخفیف و شكنجه جسم و جان است كه حقیقت را پیش می‌راند. حقیقت دانته، سعادت ابدی و كمال انسانی است و حقیقتی كه هانس به آن می‌رسد تنهایی خواركننده و خشونت زندگی در جهانی است كه حقیقت در آن تنها به بندگی آدمی گواهی می‌دهد.)
انسان یونسكویی، ایمان و بینش عمیق دانته را فاقد است. دوزخ او واقعی، برزخش انتظاری خردكننده از ناكامی در پیوستن به حقیقت و اصل خویش و بهشتش برای همیشه گم‌شُده است.
5
این دوگانگی در معنای انسان، انسان دانته‌ای كه سرانجام در پناهگاه متافیزیك خود به آرامش می‌رسد و انسان یونسكویی كه همچنان در میان درماندگی و حرمان دست و پا می‌زند، حال و هوایی خاص به ساختمان10 و ساختار11 در دو اثر بخشیده است.
از نظر فرمالیستها تفاوتی میان ساختار و فرم (شكل به عنوان چیزی دربرگیرنده) وجود ندارد. خود اثر كه با ساختار برابری می‌كند، شكلی است كه مجموعه‌ای از عناصر و نسبت میان آنها را شامل می‌شود و فرم نیز «مجموعه‌ای پویا و مشخص است كه در خود محتوایی دارد و با این محتوا نسبت درونی یافته است
(احمدی. حقیقت و زیبایی. ص 306)
سام اسمایلی نیز در فصل سوم كتاب خود «نمایشنامه‌نویس، ساختار كنش» وقتی فرم را «ساختار اختصاصی‌شده» معرفی می‌كند به یگانگی میان فرم و ساختار اشاره دارد. او فرم را سازمان بخشیدن به اجزاء، برای دستیابی به كلی‍ّتی واحد و بر اساس نظم و ترتیبی خاص می‌داند و از طرف دیگر ساختار را مجموعه‌ای از روابط كه اجزاء را به هم پیوند می‌دهد و شكل می‌بخشد، معرفی می‌كند.
(اسمایلی، مجله صحنه، ص 49)7
اما از منظری دیگر و در نگاهی ساده، شاید بتوان میان ساختمان به عنوان فرم كلی، یا نمای كلی و چهارچوب اساسی و بیرونی با ساختار كه گویای رابطه میان اجزاست (درونی)، تفاوتی قائل شد و هر نوع شكل بیرونی اثر را كه شمای كلی و خارجی به دست دهد ساختمان نامید و در عین حال نحوه ارتباط میان عناصر را ساختار دانست.
اما چیزی كه هست و می‌توان آن را از فرمالیستها به نوعی پذیرفت، همانا، ارتباط عمیق میان ساختمان و ساختار است. این دو مكمل یكدیگرند. شكل كلی اثر تعیین‌گر روابط میان اجزاء و در عین حال بررسی این روابط خود گویای ساختمان اثر است.
در اینجا نخست نگاهی به ساختمان دو اثر می‌اندازیم.
گشنگی و تشنگی
(تیرگی) + نوزاد + خاله آدلاید + ماری + هانس قسمت اول
(روشنایی) + نگهبان دوم + نگهبان اول + هانس ‌قسمت دوم
+ برادر دوم + برادر دفتر‌دار + تاراباس + برادر بزرگ + مارتا + ماری + هانس‌قسمت سوم
(تیرگی) + برادر ششم + برادر پنجم + برادر چهارم + برادر سوم
كمدی الهی
مرحله سوم + مرحله دوم + مرحله اول + ویرژیل + دانته ‌دوزخ شكم‌پرستان. مرتكبین به گناهان كبیره. پرهیزكاران تعمیدندیده.
مرحله هفتم + مرحله ششم + مرحله پنجم + مرحله چهارم + مرتكبین به جرایم خشونت‌آمیز. بدعت‌گذاران.گناهكاران‌ازسرخشم. اسراف‌كاران.
(تیرگی)+ مرحله نهم + مرحله هشتم + خائنین. رباخواران
مرحله چهارم+مرحله سوم+مرحله‌دوم + مرحله اول + بئاتریچه + ویرژیل + دانته‌برزخ تناسانی. خشم. حسودان. خودخواهان.
(روشنایی) + بهشت زمینی + مرحله هفتم + مرحله ششم + مرحله پنجم
بی‌تقوایان توبه‌كرده قبل از مرگ. شكم‌خوارگی. آزمندی
مرحله دوم + مرحله اول + بئاتریچه + دانته بهشت
فلك عطارد، مقاصد نیك به خاطر افتخارات دنیوی. فلك ماه. كوتاهی كردن در دادن نذورات
مرحله ششم + مرحله پنجم + مرحله چهارم + مرحله سوم + كیوان، رهبانان. مریخ، جنگجویان نیك. خورشید، فلاسفه. زهره، شاعران
(روشنایی) + مرحله نهم + مرحله هشتم + مرحله هفتم + عرش اعلاء . مسیح و مریم. ثوابت، حواریون.
این چهارچوب و ساختمان كلی دو اثر است. یك مقایسه ضمنی كافی است تا دربیابیم كه ساختمان كمدی الهی دانته با چه نظم و ترتیب خاصی ساخته شده است و چسان حركت در آن گام‌به‌گام و پیش‌رونده است. به تناسب این ساختمان می‌توان ساختار و ارتباط اجزاء آن را تعیین كرد.
در واقع تا قبل از درك اجزاء و ارتباط درونی آنها ما با یك ساختمان خام و اسكلت بی‌جان روبه‌رو هستیم. این روابط میان اجزاء در ساختار است كه به این ساختمان جان می‌دهد. اما این ساختار چیزی بیرون از این ساختمان نیست و هر دو در نهایت به اثر هنری شكل می‌بخشند.
6
ساختمان در تشنگی و گشنگی سه بخش است. همچون كمدی الهی دانته، و از طرف دیگر تأكید بر عدد 3 (تثلیت مقدس مسیحی) در تقسیم‌بندیهای وزن شعر و عدد 9 (نه) عدد بئاتریچه و تقسیم طبقات دوزخ، برزخ و بهشت، به نوعی در نمایشنامه یونسكو نیز دیده می‌شود. بخش اول و دوم تشنگی و گشنگی هر كدام سه بازیگر دارد و در بخش سوم آن با حذف تنها دیالوگی كه مارتا می‌گوید و تعویض برادر بزرگ با برادر دفتردار نه (9) تن در صحنه حضور دارند.
این اعداد در اثر یونسكو می‌توانند گویای معانی ضمنی و مقدسی باشند و نیز معنویتی از كف‌رفته كه از طریق شكل نهایی و سپس روابط بین اجزاء در ساختار به ما عرضه می‌شود.
حركت در هر دو اثر در زیرزمین آغاز می‌شود. در كمدی الهی دانته اوج می‌گیرد، به آسمان می‌رسد و از تیرگی به روشنایی می‌انجامد. اما در تشنگی و گشنگی از تیرگی به روشنایی و بار دیگر به تیرگی می‌رسد. به همین دلیل است كه می‌توان ساختار درام یونسكو را مدو‌ّر دانست، در حالی كه درام بزرگ دانته ساختمان خطی و پیش‌رونده دارد. گویی استحكام ساختار كمدی الهی در حركت پیوسته و صعودی شخصیت اصلی آن، دانته تجل‍ّی كرده است و برعكس سیر دورانی ساختار در اثر یونسكو با حال‌وهوای حاكم بر روح و جسم هانس هماهنگی و تناسب یافته است.
شكل ساختمانی، تناسب میان اجزاء در ساختار را نیز متأثر می‌كند. انسان دانته‌ای به مدد خرد و عشق و یگانگی آنها و ایمان به كمال و سعادت ابدی حركت تكاملی خود را آغاز می‌كند. سیر و سلوك او از سرگشتگی آغاز می‌شود و به اطمینان و رستگاری الهی می‌رسد. این انسان كه هنوز نوری آسمان بالای سرش را روشن كرده است از درك ماهیت پیام الهی عاجز نیست و در مسیر حركتش، آگاهی و ایمان، راهبر تواما ً او هستند. او آرام و گام‌به‌گام از بندگی به سوی آزادی متعالی در حركت است. این صعود و پیش‌ر‌َوی شخصیت و تحول او با ساختار خطی اثر هماهنگی دارد.
اما انسان یونسكویی از نعمت این حركت آرام به سوی سعادت و خوشبختی محروم است.
انسان یونسكویی با شكافی كه میان عشق و عقلش افتاده، با بی‌هویتی آشكار، با خلأای كه از درك ماهیت سعادت و الهام الهی در وجودش است، با گنگ بودن حس حركت و روشن نبودن چشم‌انداز اشتیاقش و با ناتوانی خردكننده‌ای كه در تشخیص خوشبختی دارد، با زیستن در عصری بدون خدا، (عصری كه در سپیده‌دم آن نیچه مرگ خدایان كهن را اعلام كرده بود) و عصری كه خدایان تازه آن در هیئت ایدئولوژیهای جمع‌گرا و آرمان‌خواهیهای موهوم جلوه‌گر شده است، محكوم به درماندگی است. او محكوم است كه سیری دورانی از یأس و بیزاری تا درماندگی و وحشت را هر بار طی كند.
ساختار اثر یونسكو را می‌توان مبتنی بر «پیكره‌بندی12 یا (عمودی)» (در مقابل شكل خطی13‌ ـ افقی در تقسیم‌بندیهای سام اسمایلی) دانست.
شكلی با الگوهای منحنی فعالیت، خطوطی سلسله‌وار (اپیزودیك) و شخصیت‌پردازی كوبیستی كه ابعاد مختلف آنها به طور هم‌زمان ظهور می‌كند. از نظر سام اسمایلی شكلهای مبتنی بر پیكره‌بندی و عمودی، بر حالت سكون تأكید دارند و دوران تعلیق در آنها حاصل كشش14 است و نه كشمكش15 و بر بیم، فشار، اضطراب در درون شخصیتها استوار است و نه تصادم آشكار نیروها در خارج. در اینجا چیزی پیشرفت نمی‌كند و گسترش نمی‌یابد بلكه به عمق می‌رود و به ایجاد تراكم و فشردگی می‌‌انجامد. هانس مظهر این تراكم و فشار است.
او در ابتدا با وحشت و اضطراب آغاز می‌كند و در پایان نیز تنها ابعاد این فشار است كه عمق می‌یابد. در واقع ما با هانس قدمی فراتر نمی‌گذاریم، بلكه هر بار بیشتر در گرداب اضطراب درونی‌اش فرو می‌رویم. بنابراین ملاحظه می‌كنیم كه یونسكو آگاهانه ضمن بهره‌برداری از كمدی الهی دانته، با روشن‌بینی ساختمان و ساختار اثر خود را خلق می‌كند. اثری كه بتواند انسان دوران او را در هستی مه‌آلود خود تعریف كند. ساختمانی كه با شخصیتها، روابط متقابل، حركت، سكون و چرخش آنها هماهنگی تام دارد.
7
كارل پوپر16 معتقد است كه تلاش برای آفریدن بهشت بر روی زمین همواره دوزخ خلق كرده است. بهشت زمینی كه هانس در نهایت سفر دشوار خود در آن اسیر و محكوم می‌شود وصفِ حال همین تلاش ناموفق، غم‌انگیز و خطرناك است. اگر هانس همچون همسرش ماری كمی شكیبایی به خرج می‌داد و می‌توانست در میان واقعیتهای كوچك و خشن زندگی، زیبایی و شادی را مشاهده كند، نه تنها محكوم نمی‌شد بلكه ضرورت وجود سازمانهایی از نوع تشكیلات تاراباس را نیز از میان می‌برد. چرا كه تا وقتی شور و شوق موهوم به سعادتی ناشناخته و نامفهوم وجود داشته باشد، ایدئولوژی و نظامهایی هم هستند كه بتوانند خود را معنا و مفهوم این سعادت نشان دهند و در قامت معنای كمال انسانی جلوه‌گر شوند.
هایدگر معتقد بود كه وانهادگی انسان معاصر گویای فراموش ‌شدن او از سوی هستی است و قطع دیالوگ مستمر او با هستی. وقتی هانس با همة آرزو و اشتیاق سوزانش به سعادت ابدی، سرانجام در میان دیوارهای تیره یك د‌ِی‍ْر‍ْ به سرنوشتی تلخ و هولناك محكوم می‌شود گویی مظهر غم‌انگیز مفهوم «فراموشی هستی» هایدگری شده است.
او با ناشكیبایی خود و پرسشهای بی‌شمارش هستی را جریحه‌دار كرده است و محكومیت نمادین او از نظر یونسكو، پاسخ دردناك هستی است به انسان معاصر. چرا كه سرنوشت هانس چیزی نیست جز سرنوشت انسان عصر ما.
انسانی كه كمدی الهی او نیز چیزی جز حركتی پر رنج از درماندگی تا درماندگی نیست.


پی‌نوشت:

1-Eugenc Ionesco (1912 _ .)
2- Dante Alighiere (1265 _ 1321)
3- Martin Heidegger (1976 – 1889)فیلسوف آلمانی
4- Jean Paul sartre (1905 – 1980)فیلسوف و نویسنده فرانسوی
5- Albert Camus (1913 – 1960) نویسنده فرانسوی
6- Vergil (19- 70) شاعر رومی. قبل از میلاد
7- Beatrice
8- Feodor Dostoyevsky (1821 – 1881) نویسنده روسی
9- Existentialism
10- Construction
11- Structure
12- Canfigurative
13- liner
14- tension
15- conflict
16- Karlr. Popper (1901- )
منابع
ویكاندر، متیرایچ. اوژن یونسكو، كاوه میر عباسی، كهكشان، اول، 73.
موسا، مارك. دانته آلیگیری، مهدی سحابی، كهكشان، اول، 73.
دورانت، ویل. تاریخ تمدن، جلد چهارم، بخش دوم، ابوالقاسم طاهری، آموزش انقلاب اسلامی، چاپ چهارم، 73.
دانته، آلیگیری. كمدی الهی در سه جلد، (خلاصه)، شجاع‌الدین شفا.
یونسكو، اوژن. گرسنگی و تشنگی، رضا كرم‌رضایی، چاپ روز، اول، 47.
احمدی، بابك. حقیقت و زیبایی، (درسهای فلسفه هنر)، مركز، سوم، 75‌.
اسمایلی، سام. كاوشی در ساختار نمایش، منصور براهیمی، «مجله صحنه»، شماره اول، بهار 77

دنبالک ها: تشنگی و گشنگی(استاد فخرایی)،

نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1389 توسط کوروش
درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin